زرده كمر بیجار پل و راه می خواهد
جمشید فرجوند فردا
روستای
زرده كمر در فاصله 27 كیلومتری بیجار واقع شده و مهم ترین محصول آن گندم
است و در كنار آن دامداری. این روستای زیبا به علت آن كه درحاشیه رودخانه
عظیم قزل اوزن قرار دارد در فصول مختلف جایگاه تفریح و تفرج عده زیادی از
اهالی شهرستان بیجار است. این روستا 55 خانواری بالغ بر 300 نفر جمعیت
دارد، هر چند آب این رودخانه موجب شادی و شعف ساكنین است واصلا وجود آب در
هر مكانی مایه حیات و آرامش جانداران و گیاهان است اما، قضیه در این روستا
كمی متفاوت به نظر می رسد. زمانی كه طغیان آب رودخانه مانع از آمد و شد
ساكنین به زمین های آن سو و دسترسی به شهر می شود و عبور از رودخانه با
تراكتور نیز امكان پذیر نیست؛ تنها راه رسیدن به آن طرف رودخانه رفتن به
دیواندره از جاده های فرعی و خاكی و طی مسافت 60 كیلومتری است. در
زمستانها هم كه آب رودخانه یخ می بندد و برای عبور باید از روی یخ ها گذر
كرد نیز لطماتی بسیار به وسایط نقلیه وارد می شود، تا كنون جان چندین نفر
نیز توسط قزل اوزن گرفته شده است، بارها اتفاق افتاده كه سوار و الاغ را
آب با هم برده است. اینها همه به لطف رودخانه قزل اوزن است كه مایه حیات
است و در چنین روستاهایی اهالی حتی راضی به ترك روستا و مهاجرت نیز هستند
اما این كشاورزان تولید كننده و زحمتكش یا باید بسوزند و بسازند یا روستا
را ترك كرده به دیواندره یا بیجار بروند؛ همان طوری كه روستاهای (قره
قایه) و (قُم دره) به همین علت در حال خالی شدن از سكنه هستند و فقط سه
خانوار در آنها ساكن هستند كه آنها هم شاید توان خرید منازلی در شهر یا
روستاهای دیگر را ندارند، »محمد ولی زاده« از اهالی زرده
كمر در این
باره چنین می گوید: اگر حتی جاده هم نداشته باشیم یا جاده خاكی باشد
اهمیتی ندارد فقط و فقط باید پلی بر روی رودخانه زده شود وگرنه تعداد
دیگری هم طعمه قزل اوزن شده و شاید عده ای دیگر هم روستا را ترك كنند.
و
»كاك علی« خاطره ای دیگر می گوید:تراكتوری وسط آب گیر كرده بود،تریلی
تراكتور هم پر از مسافرانی بود كه می خواستند به شهر بروند، خلاصه
تراكتوری دیگر آمد تا اولی را از آب و یخ بیرون بیاورد بعد از مدتی تلاش
خودش هم وسط آبها گیر كرد و آن دو تراكتور تا حدود یك ماه وسط رودخانه یخ
كرده بودند و درآوردن آنها غیر
ممكن بود. »امید« هم چنین می گوید:
یك بار نیز وانت تویوتایی پر از مسافر قصد عبور از روی رودخانه یخ زده را
داشت و در وسط جاده یخها شكست و تویوتا و مسافران آن داخل آب فرو رفتند و
اگر كمك اهالی نبود فاجعه ای به وقوع می پیوست.
با توجه به اینكه
زمین های روستا در طرف مقابل قرار دارد و عبور و مرور اهالی و دامها در
مواقعی واقعا غیر ممكن است؛ رسیدگی به زراعت و باغها هم به علت غیر قابل
دسترس
بودن از دست رفته و چراگاه های این روستا توسط روستاهای اطراف
مورد استفاده قرار می گیرد. حال فكر این را بكنید كه فردی آپاندیسیت او
عود كند و احتیاج به دكتر داشته باشد، چه می شود؟ یا زنی در حال وضع حمل
باشد و یا ....
اهالی روستای زرده كمر از آن دسته انسانهایی هستند
شجاع،انسان دوست و مهربان كه در هر موقعیتی دست یاری همسایه و دوست را رد
نمی كنند، آیا مسئولی هم دست كمك اهالی را خواهد فشرد،نماینده مردم
بیجار، فرماندار، اداره راه،جهاد كشاورزی با اقدام خود خواهند توانست
روستایی را از خالی شدن نجات دهند، می توانند مطلب ما را هم نشنیده بگیرند
و عده ای دیگر آواره شهر شوند، راستی مگر چه اتفاقی خواهد افتاد، بگذار
اصلا همه به شهر بیایند،درشهر بیجار كه تمام امكانات واجب و ضروری یك شهر
وا قعی وجود دارد پس چرا باید غصه خورد؟!؟
دانشگاه بیجار گروس- بیجاریکا